پرسان
ثبت نام
راهنما
دانلود اپلیکیشن
فارسی ششم -
بازگشت
fatemeh
فارسی ششم
.
انشا در مورد یک روز زمستانی . جواب بدین معرکه می دم؟ ؟
جواب ها
جواب معرکه
عاطفه شرفی
فارسی ششم
روز زمستانی.. از نظر من روز زمستاتی روزی است که همه ی درختان گل هابه خواب می روند و در بهار همه از خواب زمستانی بیدار می شوند. در زمستان یادر روز زمستانی اتفاق هایی میافتد مثل برف وباران واینها نشانه ای از رحمت الهی خدای بزرگ است برف یعنی نعمت یعنی خدا مارا میخواد ومارا دوست دارد که این نعمت های بزرگ را نسیب ما میکنند مرسی خداجون
𝐅𝐚𝐭𝐢𝐦𝐚
فارسی ششم
یک روز زمستانی ❄️✨ صبح زود از خواب بیدار شدم و اولین چیزی که دیدم، دانههای برفی بود که آرام و بیصدا از آسمان فرو میریختند. هوا سرد بود، اما آنقدر زیبا که دلم نمیآمد دوباره زیر پتو برگردم. با شوق از پنجره بیرون را نگاه کردم. درختها، سقف خانهها و کوچهها همه یکدست سفید شده بودند، انگار که زمین یک پتوی نرم و مخملی پوشیده بود. وقتی پا به حیاط گذاشتم، صدای خشخش برف زیر کفشهایم حس عجیبی به من داد. نفسهایم در هوا بخار میشد و گونههایم از سرما گل انداخته بودند. تصمیم گرفتم یک آدم برفی بسازم! دستکشهایم را پوشیدم و گلولههای برفی را روی هم گذاشتم. یک هویج برای بینیاش پیدا کردم و دو دکمه برای چشمهایش گذاشتم. آدم برفیام خندهدار شده بود، اما دوستش داشتم! بعد از بازی در برف، با عجله به خانه برگشتم. مامان برایم یک لیوان شیرکاکائوی داغ آماده کرده بود. کنار بخاری نشستم و دستهایم را گرم کردم. گرمای خانه و بوی دلنشین قند سوختهای که در چای مامان حل میشد، آرامشی به من میداد که هیچچیز دیگری نمیتوانست. زمستان، با همهی سرمایش، دلگرمکننده است. لحظههایی دارد که تا همیشه در قلبم میمانند؛ مثل بوی برف، گرمای خانه، و صدای خندههایی که در کوچهی سفید شده میپیچد. زمستان، فصل قصههای عاشقانهی برف و بخاری، فصل آرامش و خاطرهسازی است. پایان ❄️🎀💙 این هست کوتاه تر هم میفرستم 🎀🫧
زهرا علیزاده
فارسی ششم
با نام و یاد خداوند مهربان انشایم را در مورد زمستان آغاز میکنم.زمستان،فصل مورد علاقه من است.چون در روز های زمستان میتولتم آدم برفی درست کنم.درشب هایش،در خانه مادربزرگ در کنار بخاری آش بخورم.وقتی خسته از مدرسه آمدم در کنار بخاری استراحت کنم و کنار پنجره باریدن برف را تماشا کنم.بادوست هایم گوله برفی کبازی کنم.اما باید ما انسان ها حواسمان باشد تادر این روزهای سرد درجه بخاری را کم کرده تا به آن خانواده هایی که خانه شان در مرز است گاز برسد و آن ها هم کنار خانواده استراحت و شب نشینی کنند.بعد از زمستان عید نوروز میرسد یعنی ماه فروردین در این ماه مردم به خانه همدیگر میروند و عید را به هم تبریک میگویند و به بچه های آن خانه عیدی میدهند در این ماه مدرسه ها تعطیل میشود اما در آخرین روز عید یعنی ۱۳بدر یا همان روز طبیعت فردایش مدرسه باز میگردد.
🌺𝒴ℴℴ𝓉𝒶𝒷💐
فارسی ششم
روز زمستانی، روزی است که طبیعت با پوششی از برف سفید و درخشان خود را آراسته است. صبح زود، وقتی که خورشید هنوز در افق خوابیده و تنها نور ملایمی برف را میتاباند، همه چیز در سکوتی دلنشین غرق شده است. درختان با شاخههای یخزده و برفپوش، به مانند مجسمههای زیبایی در پارکها و خیابانها ایستادهاند. هوا سرد است و نفسها به صورت بخار از دهان خارج میشوند. اما این سرما، حس تازگی و شادابی را به همراه دارد. بچهها با شوق و ذوق در کوچهها مشغول ساختن آدم برفی هستند و صدای خندههایشان در فضا طنینانداز میشود. هر کدام از آنها با دستان کوچک و پرانرژی خود، دنیایی از شادی و خلاقیت را به وجود میآورند. در این روزهای سرد، چای داغ و کلوچههای تازه پخته شده، بهترین همراهان هستند. نشستن در کنار شومینه و تماشای رقص شعلهها، حس آرامش و گرما را به دل میآورد. این لحظات، یادآور ارزشهای ساده زندگی و اهمیت بودن در کنار عزیزان است. زمستان، با تمام سردیاش، فرصتی است برای تفکر و آرامش. زمانی برای بازنگری در اهداف و آرزوها. در این روزهای برفی، میتوانیم به خودمان یادآوری کنیم که هر فصل، زیباییهای خاص خود را دارد و حتی در سردترین روزها، میتوانیم گرما و عشق را در دلهای خود احساس کنیم. پس بیایید از این روزهای زمستانی لذت ببریم و با هر برفریزی، امید و شادی را در دلهای خود بکاریم. زندگی، همچون زمستان، پر از زیباییهای پنهان است که تنها با دقت و توجه میتوانیم آنها را ببینیم. از گوگل در نیاوردم معرکه بده😘🤩
Boshra
فارسی ششم
انشا: یک روز زمستانی زمستان، فصل سرد و جذاب سال است که با وزش بادهای سرد و بارش برفهای سفید خود، دنیایی زیبا و آرام بوجود میآورد. یک روز زمستانی برای من همیشه هیجانانگیز و پر از خاطرات خوش است. در یک روز زمستانی، صبح زود از خواب بیدار میشوم. وقتی از پنجره به بیرون نگاه میکنم، زمین را پوشیده از برف میبینم. همهچیز سفید و درخشان به نظر میرسد و گویی دنیای جدیدی به وجود آمده است. هوای بیرون سرد است و به محض اینکه پایم را بیرون میگذارم، احساس سرما به من هجوم میآورد. اما این سرما نمیتواند شوق و خوشحالی مرا کم کند. بعد از اینکه لباسهای گرمم را میپوشم، به همراه دوستانم به بیرون میروم. صدای خنده و شادی ما در هوای سرد زمستانی طنینانداز میشود. در پارک نزدیک خانهام، برفها انباشته شده و ما شروع به درست کردن آدم برفی میکنیم. با هویج به عنوان بینی و سنگ به عنوان چشمانش، آدم برفی را به زندگی میآوریم. سازندگی برف و خوشحالی که در چهرهیمان میدرخشد، حس زیبایی به ما میدهد. بعد از ساختن آدم برفی، شروع به دویدن و بازی کردن در برف میکنیم. برف نیز به ما شلیک میشود و در میان خندهها و شادیها، به همدیگر برف میزنیم. دستانمان به شدت سرد شده اما این موضوع هیچ اهمیتی ندارد زیرا ما در حال لذت بردن از این روز سرد زمستانی هستیم. بعد از چند ساعت بازی، خسته و گرسنه به خانه برمیگردیم. در خانه، مادرم برایمان چای داغ و شکلات داغ درست کرده است. نشستن در کنار شومینه و نوشیدن چای داغ بعد از یک روز بازی در برف، احساسی شیرین و دلپذیر دارد. صدای crackling چوبهای شومینه و بوی مطبوع شکلات داغ، تمام خستگی را از تنمان بیرون میکند. به طور کلی، یک روز زمستانی برای من نه فقط به خاطر برف و سرما، بلکه به خاطر لحظات شادی که با خانواده و دوستانم تجربه میکنم، خاص و به یاد ماندنی است. این خاطرات را هیچگاه فراموش نخواهم کرد و هر سال منتظر روزهای زمستانی و لذتبخش آن میمانم. امتیاز یادت نره معرکه یادت نره
سوالات مشابه
لیست سوالات مشابه